مرتضى مطهرى
37
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
فارابى ، همين فيلسوف معروف اسلامى خود ما - كه اين روزها خيلى صحبتش بود و هزار و صدمين سالش را جلسه مىگرفتند - در كتاب فصوصالحكم خودش تعبير خيلى زيبايى دارد ، مىگويد : « صَلَّتِ السَّماءُ بِدَوَرانِها وَالْارْضُ بِرَجَجانِها وَالْماءُ بِسَيَلانِهِ وَ الْمَطَرُ بِهَطَلانِهِ » آسمان با حركت خودش دارد نمازش را مىخواند و زمين با جنبش خودش نمازش را مىخواند ، آب با جريان خودش عمل نمازش را انجام مىدهد و باران با آن ريزش خودش نمازش را دارد انجام مىدهد . در اين زمينه ، مولوى شعرهاى بسيار خوبى دارد : معنى اللَّه گفت آن سيبويه * يولهون فى الحوائج هم لديه بعد ذكر مىكند كه تمام ذرات عالم چگونه به درگاه الهى نياز مىبرند و نماز مىخوانند و نماز هر موجودى متناسب با مرتبهء وجود خودش است ؛ نماز هر موجود يعنى وظيفه خود را انجام دادن و مطيع امر الهى بودن . آنها مطيع تكوينى هستند و انسان بايد اين اطاعت را انتخاب كند ؛ چون بايد انتخاب كند گاهى هم عصيان و تمرّد مىكند . اى انسان ! گياه و درخت اطاعت پروردگارشان را مىكنند ، سجدهء پروردگارشان را انجام مىدهند ( اين ، زمينهء « فَبِاىِّ الاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبان » است ) پس تو چرا نه ؟ « وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ » و سماء را بلند كرد ، يا او را در مقام بلند آفريد ، و مقياس و ميزان بر نهاد . سماء - هميشه گفتهايم - از « سموّ » است كه به معنى عِلْو است ؛ يعنى اين عِلْويّات . ممكن است مقصود همين علويات جسمانى باشد ، يعنى آنها را بلند در بالاى سر شما آفريد ؛ و چون در قرآن سماء غالباً به امر معنوى گفته مىشود ، به عالَم معنا هم اطلاق مىگردد . « وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ » « 1 » يا اگر گفته مىشود « اللَّهُ - مثلًا - فِىالسَّماءِ » [ مقصود از « سماء » همين عِلويات جسمانى نيست . ] « وَ وَضَعَ الْميزانَ » . ميزان يعنى آلت سنجش : و آلت سنجش نهاد ( قرار داد ) . در آيات پيش صحبت از حساب بود ( الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ ) كه در كار عالم حسابى هست . بسيار خوب ، در كار عالم حسابى هست ، ولى آيا ما انسانها آلتِ به دست آوردن حساب را هم داريم يا نداريم ؟ ممكن است خيلى حسابها باشد ولى ما راهى براى كشف آن حسابها نداشته باشيم . مثلًا در اثقال يعنى در سنگينيها ممكن
--> ( 1 ) . انعام / 18 .